تب ِ ماه

مه 31, 2010

برزخ

Filed under: تب ِ ماه — مهتاب @ 19:01

: گرد مرگ می پاشند و چونان دوزخیان , کتیبه ای بر دوش به هر سو می کشند که

 * » دست از هر امیدی بشویید  «

… ویرژیل ِ عقل , در می ماند

بئاتریس !  » مگر شکوه ی رقت زایمان را نمی شنوی ؟ » *ء

دیگر بار از وجه بی کرانه ی زندگی » عشق » را … » امید » را … » باور »  را , بر حسرت دست هامان بتابان

باشد که » سر برآوریم … تا ستارگان را باز بینیم » *ء

____________________________

پ.ن

 کمدی الهی دانته , دوزخ / سرودهای دوم و سوم و چهارم*  _

 

 می ترسم ! می ترسم از ورق خوردن برگ های سوخته ی تقویم _

 

از اونجا که » این آسمان غم زده غرق ستاره هاست » , یه ستاره ی دیگه به سوسوی شب ها مون اضافه شده  _

 یه رفیق ریشه دار که دوباره تصمیم گرفته قلم به دست بگیره و زندگی رو مشق کنه … و از اونجا که منو دق داده تا برگشته  ؛ بهش رحم نکنید دوستان … => حمله !  ( + ) ء

Advertisements

32 دیدگاه »

  1. روشنایی ات را دوست دارم ماه تاب
    !!!

    دیدگاه توسط پریشان — ژوئن 1, 2010 @ 16:06

    • چشم هات روشن می بینه عزیزم

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 4, 2010 @ 14:50

  2. در پسين روزهاي فصل بهار
    برگها در هجوم پاييزند
    زردها روي شاخه مي مانند
    سبزها روي خاك ميريزند
    اين شعرو شنيده بودي؟ حتماً شنيدي. خيلي محشره

    دیدگاه توسط سعيد — ژوئن 1, 2010 @ 16:25

    • زردها روی شاخه می مانند
      سبزها روی خاک می ریزند

      نشنیده بودم سعید
      خیلی عالی بود
      ادامه داره ؟

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 4, 2010 @ 14:53

      • وای سعید
        دیدم ویدئوش رو
        قبلا فقط ازش طنز شنیده بودم
        .
        .
        .
        جای عطر اقاقی و یاس
        بوی خون در فضای این شهر است

        دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 5, 2010 @ 09:18

        • ای که بر روی ماه چنگ زدی
          باش تا صبح دولتت بدمد

          ….

          دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 5, 2010 @ 09:20

  3. نه اميدي چه اميدي به خدا حيف اميد

    ولي اميد بايد داشت. به جان خودم
    همين كه حكومت از ما مي ترسه خيلي مهمه. چه بياييم بيرون چه توي خونه ها بمونيم
    دولت كودتا به وحشت افتاده و اين دستاورد كمي نيست
    همين كه اين روزا به راحتي خوابشون نمي بره يعني به فنا رفتن
    زندگي با استرس خيلي سخته

    دیدگاه توسط سعيد — ژوئن 1, 2010 @ 16:27

  4. این جمله هَمَه با هم هَجمَه کنید مال شما بوده؟:D

    دیدگاه توسط شاپرک — ژوئن 1, 2010 @ 17:35

    • ها ؟
      چرا اونوقت ؟
      نه به خدا ما از این لهجه ها نداریم !
      ما یَک تا لهجه بلدیم ف»ق»ط , اونم لهجه ی مردی با عبای شکلاتیه
      😉
      .
      .
      (الان فهمیدم که یزدیم هم افتضاحه … تقصیر بابامه منو هیچوقت نبرد شهر اجدادم !ا )ء

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 4, 2010 @ 15:01

  5. نمیدونم…راستش الان اصلا تو فاز کامنت گذاشتن برای همچین پستی نیستم

    دیدگاه توسط حمید — ژوئن 1, 2010 @ 19:01

    • همین که هستی مرسی
      راستش من خودمم تو فاز نبودم
      این دانته با یه جریانی ما رو انداختن تو این فاز

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 4, 2010 @ 15:04

  6. شما لطف داری رفیق
    اگر برگی قرار ورق بخوره من که غیر از غرور و افتخار برای بچه ها از تکرار اون روزا چیزی نمیبینم

    دیدگاه توسط meisam — ژوئن 1, 2010 @ 20:21

  7. ببخش که نبودم،روزهای سوخته ی تقویم!دلم عجیب شور میزند،یعنی این خرداد هم بوی خون میگیرد؟؟

    دیدگاه توسط سایبان — ژوئن 2, 2010 @ 05:59

  8. سلام مهتاب عزيز . روزت مبارك خانومي !

    دیدگاه توسط سهبا — ژوئن 2, 2010 @ 10:21

  9. …پُرم از هستن ها و بودن ها و امّید سرودن ها

    دیدگاه توسط آوا — ژوئن 2, 2010 @ 13:54

    • آوا جان من گمت کردم

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 4, 2010 @ 15:05

  10. روسو میگه:امید و آرزو آخرین چیزیه که دست از گریبان بشر برمی داره
    نمی دونم…اما شاید خود این جمله هم یه روزنه ای واسه امید باشه

    دیدگاه توسط الهه ناز — ژوئن 3, 2010 @ 17:09

  11. این روزها تنها چیزی که در دستهای خالیمون باقی مونده امیذ سبزمونه…
    آرزوی سبزمون یک روز بهار میشه،
    ما دوباره سبز میشیم رفیق حتی اگر سینمون رو سرخ کنند ما سری سبز داریم

    دیدگاه توسط بارون خانوم — ژوئن 4, 2010 @ 20:38

  12. saaaaaaaaaaaalam
    fek mikonam lazem shod ba dante bishtar ashna sham…
    vebe jalebie..mer30 behem moarefi kardi..

    دیدگاه توسط shayan — ژوئن 5, 2010 @ 16:30

  13. شب خانه روشن می شود چون یاد نام ات می کنم

    دیدگاه توسط پریشان — ژوئن 6, 2010 @ 08:53

  14. سلام عزيز . خوبي ؟

    دیدگاه توسط سهبا — ژوئن 9, 2010 @ 06:06

  15. این فقط برگ های تقویم نیستن که سوخته شدن

    خیلی چیزهای دیگه هم سوختن

    مهتاب، امین دیگه نمیخواد بنویسه؟

    دیدگاه توسط pirate37 — ژوئن 9, 2010 @ 14:34

    • آره خیلی چیزهای دیگه هم سوختن
      سوختیم
      .
      .
      .
      نمی دونم چرا نمیاد
      منم دلم واقعا براش تنگ شده

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 11, 2010 @ 14:03

  16. بذار هرچی دلشون میخواد تو کوچه ها داد بزنن که «دست از هر امیدی بشویید»…خیالشونه امید مثل همون گرد مرگیه که میپاشن…مثل اون چیزایی که میشه راحت بیخیالشون شد و راحت ازشون دست شست
    ولی کیه که ندونه امید توپی نیست که تو زمین اونا باشه…امید چیزی نیست که بشناسنش…و «امید نشناسی» نقطه ضعف مشترک همه دیکتاتورهای تاریخه…همون چیزی که همیشه دیر یا زود زمینشون زده

    دیدگاه توسط حمید — ژوئن 10, 2010 @ 10:10

    • بغض پستم رو شکوندی حمید

      ……

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 11, 2010 @ 14:14

  17. الان که کامنت چند روز پیشم رو دیدم یادم نیومد که تو چه حالی نوشتمش!…خلاصه عفومون کنید اگه لحنش کمی پرخاشجویانه(!) بود!…موفق باشی

    دیدگاه توسط حمید — ژوئن 10, 2010 @ 10:13

    • اختیار دارید قربان
      شما اصلا بیا ما رو بزن
      ما حسرت گفتن یک آخ رو به دلشون می ذاریم
      😛

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 11, 2010 @ 14:21

  18. سلام دوست من
    خیلی وب زیبایی داری
    خداییش دلتنگی هامو جا گذاشتم و اومدم به کلبه ارامش بخش شما که تب ماه رو اینتو احساس میکنم
    با افتخار شما رو لینک کردم
    خوشحال میشم منو هم لینک کنید و به ویرانه ما هم سری بزنید.
    موفق باشید

    دیدگاه توسط هانيه — ژوئن 10, 2010 @ 14:28

    • خوش اومدی عزیزم به کلبه ی حقیر من

      دیدگاه توسط Mahtab — ژوئن 11, 2010 @ 14:33

  19. سلام مهتاب عزیز،چرکنویسهام رو پاره کردند،دوباره تکه هاش رو چسباندم
    آدرس جدیدم:http://wwwpureproof1.blogspot.com/

    دیدگاه توسط بارون خانوم — ژوئن 12, 2010 @ 07:23


  20. بی عشق مباد سرنوشتم

    دیدگاه توسط پریشان — ژوئن 12, 2010 @ 10:43


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: