تب ِ ماه

فوریه 19, 2010

… دو / رِ / می

Filed under: تب ِ ماه — مهتاب @ 19:12

کسی در میان زیر و بم ِ  نُت ها ؛ بی خیال می خواند

دلم از خواب زمستانی که نه .. از عمق خواب تا بستانی , غلتکی می خورد

دستهایم تا آسمان کشیده می شوند

! این بار به ناز …  نه به اعتراض

روی پنجه بلند می  شوم 

 پای چپ کشیده به جلو

سر در امتداد پریشانی مو ها خم

 چشم ها بسته

 لبخند

صدایی آن سوی سرخوشی ها اوج می گیرد

دستها کشیده تر می شود

تاب می خورد

در امتداد انحنای کمر فرو می ریزد

دلم می ریزد

دلم تا انتها می ریزد

دلم تا بی انتهایی می ریزد

تو

کنج کدام سلول تنگ و بی صدا , سرود آزادی را به رقص ِ بند کشانده ای ؟؟

______________________
پ.ن :
به سجاد ساده
بجای تمام بغض بی مادری
نغض سکوت بی خواهری
.
.
تیتر.ن :
دو / رِ / می / فا / سل / لا / سی
زِن / دا / نی /  ِ / سی/ یا / سی 
Advertisements

12 دیدگاه »

  1. کنج کدام سلول تنگ و بی صدا , سرود آزادی را به رقص ِ بند کشانده ای ؟؟
    ——–
    علیرضا داداش اونجا سیگار گیرت میاد؟
    علیرضا بخدا خانمت سر امتحان به من و مجید تقلب نداد
    منم میخواستم تلافی کنم هی سر به سرت میذاشتم
    دادا غلط کردم بخدا

    ممد بچه ژیگول آخه تورو چه به این حرفا
    اونجا به دختر مخترا متلک نندازی کمیته انظباتی بشی، یه وقت اخراجت میکنن حالا بیا و درستش کن
    ———-
    چون سر آمد دولت شبهای وصل
    بگذرد ایام هجران نیز هم

    دیدگاه توسط میثم — فوریه 19, 2010 @ 23:18

    • همیشه می خندونی
      ولی این بار بد جوری اشک در آوردی

      ……

      دیدگاه توسط Mahtab — فوریه 20, 2010 @ 20:38

  2. راستی علیرضا اونجا کارتتو نشون بده بدونن نوچه منی جون میثم ولت میکنن
    تو نشون بده

    دیدگاه توسط میثم — فوریه 19, 2010 @ 23:27

  3. مطلبت شبیه لوگوی تهران امروز بود. هر آن ممکنه توقیف بشه. مث سجاد ساده که به سادگی توقیف شد

    دیدگاه توسط سعید — فوریه 20, 2010 @ 11:41

    • راست می گی ! اصلا توی یه فاز دیگه بودم وقتی نوشتم
      ولی الان که می بینم , لوگوی تهران امروز با طعم تلخ شده

      دیدگاه توسط Mahtab — فوریه 20, 2010 @ 20:41

  4. راستی خونه نوت مبارک. میگن :»ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم». واسه ما هم یه خونه دست و پا کن خواهر. یه سال میدم رهن. بعد پول جور می کنم میام خودم میشینم.

    دیدگاه توسط سعید — فوریه 20, 2010 @ 11:43

    • این خونه پیشکش به تو برادر
      من جای یه شاهکاری مثل تو رو اشغال کردم
      بیا من خودم هر ماه اجاره هم می دم بهت
      منتت رو هم دارم

      دیدگاه توسط Mahtab — فوریه 20, 2010 @ 20:57

  5. چه خوب كه اينجا باز شده!!!!!!!!! مراقبت باش دختر جان…. مهتاب ِ‌ناب با واژه ها ي بيقرار نابش … با دل بيقرارش فقط همين يكيه ها

    دیدگاه توسط saeedemokhtarzade — فوریه 20, 2010 @ 23:31

  6. لطفتون مستدام باد بانو. راستی یادم رفت بگم:» این تیتر نوشت آخرش خیلی تپل بود»حتی به اندازه پی نوشت قشنگت. لوگوی تهران امروز هم شوخی بود. متن هات همه خوبن و دوست داشتنی. خیلی مخلصیم

    دیدگاه توسط سعید — فوریه 21, 2010 @ 12:19

  7. مهتاب!باورت نمیشه وقتی دیدم آدرسو برام گذاشتی چه حسی داشتم
    شکست
    بغض تمام این روزها
    ….
    مهتاب
    باش
    …همیشه
    ….
    تو این مدت اون کار نابرابری سیاسی رو کامل کردم
    و بارها برات میل زدم
    اما نمی رسه لعنتی
    ….
    حس عجیبی دارم از اومدن دوباره به اینجا
    اونقدر که خودمو بزنم به اون راه و بگم این اشک هایی که دارن دونه دونه می چکند،اشک شوق اند نه درد
    ….
    سنتورم درست شد
    دفعه ی قبل طاقت نیاورد
    اما باید یاد بگیره که پا به پای من درد بکشه
    پس میذارمش روبروی دیوار
    پشت به همه چیز
    و می زنم
    هی می زنم
    های می زنم
    وای می زنم
    زار می زنم
    دو / رِ / می / فا / سل / لا / سی
    زِن / دا / نی / ِ / سی/ یا / سی
    تا ببینم کدوم یکیمون زودتر از حال میریم
    ….
    به سجاد ساده:بزرگی به بند کشیده ات به حقارت نام من چه نیاز دارد؟
    من ِخودخواه برای بزرگ کردن نام کوچکم به بزرگی روح در بندت چنگ می اندازم

    دیدگاه توسط الهه ناز — فوریه 21, 2010 @ 19:34

    • بزرگی به بند کشیده ات به حقارت نام من چه نیاز دارد؟
      من ِخودخواه برای بزرگ کردن نام کوچکم به بزرگی روح در بندت چنگ می اندازم
      بزرگی به بند کشیده ات به حقارت نام من چه نیاز دارد؟
      من ِخودخواه برای بزرگ کردن نام کوچکم به بزرگی روح در بندت چنگ می اندازم
      بزرگی به بند کشیده ات به حقارت نام من چه نیاز دارد؟
      من ِخودخواه برای بزرگ کردن نام کوچکم به بزرگی روح در بندت چنگ می اندازم
      بزرگی به بند کشیده ات به حقارت نام من چه نیاز دارد؟
      من ِخودخواه برای بزرگ کردن نام کوچکم به بزرگی روح در بندت چنگ می اندازم
      بزرگی به بند کشیده ات به حقارت نام من چه نیاز دارد؟
      من ِخودخواه برای بزرگ کردن نام کوچکم به بزرگی روح در بندت چنگ می اندازم
      .
      .
      .

      دیدگاه توسط Mahtab — فوریه 22, 2010 @ 11:27

  8. دلم تا انتهایی بی‌انتهاتر می ریزد
    اما این خواب پریشان سر انتها ندارد

    دیدگاه توسط goalpesar — فوریه 23, 2010 @ 14:48


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: