تب ِ ماه

فوریه 7, 2010

V

Filed under: تب ِ ماه — مهتاب @ 17:52

در کوچه باد می آید

Advertisements

11 دیدگاه »

  1. و این ابتدای ویرانی است…البته واسه اونا

    دیدگاه توسط شاپرک — فوریه 7, 2010 @ 18:07

  2. یادش به خیر
    منم یه وی اینجوری یکی دو شب قبل از روز قدس داشتم
    تو میدون آزادی
    اون شبم بارون می اومد و زده بودیم بیرون
    🙂

    یاد اون افتادم
    به امید پیروزی

    v
    v
    v
    v
    v

    دیدگاه توسط مریم بانو — فوریه 7, 2010 @ 19:49

    • بارون
      وی
      میدون آزادی

      دیدگاه توسط Mahtab — فوریه 9, 2010 @ 12:17

  3. باد ما را…. نه
    باد اینبار آنها را با خود خواهد برد
    پیش از شما به سان شما بیشمارها
    با تارِ عنکبوت نوشتند روی باد
    کاین دولت خجسته ی جاوید زنده باد

    دیدگاه توسط سعید — فوریه 7, 2010 @ 20:27

  4. وای مهتاب!منم یه عکس دارم عین این…دوهفته پیش گرفتم…خواهرم روی شیشه ی ماشین نوشت…البته چیزای دیگه هم می نویسه مثل مرگ بر دیکتاتور و یا حسین،میرحسین…خیلی دوستش داشتم این پست رو

    دیدگاه توسط الهه ناز — فوریه 8, 2010 @ 08:22

    • دیدی وقتی شیشه عرق می کنه و یه کم می گذره دیکتاتور قیافه ش چه خنده دار می شه ؟؟
      ذوق می کنم وقتی مثل بستنی وا میره رو شیشه
      .
      .
      .
      و از اون طرف
      دلم خون می شه وقتی قطره های آب مثل خون کشیده می شن پایین از گوشه و کنار ِوی

      دیدگاه توسط Mahtab — فوریه 9, 2010 @ 12:21

  5. v

    دیدگاه توسط حسام الدین منظوم — فوریه 8, 2010 @ 16:13

  6. اول-مهتاب! جدیداً به چهره اش دقیق شدی؟ آقا رو میگم دیگه! خیلی وحشتناکناک شده. نیازی به کشف ماهیت نیست. همون آینه کفایت میکنه بره ببینه خودشو و بپرسه چرا قیافش از دنیا برگشته. پر از خشم و عصبیت و کینه. کریه المنظر بالفطره.
    دوم- مارک تواین چی کار کرده. چقدر خندیدم وقتی خوندم
    سوم- به بیم موج هم سفارش می کنم که شروع کنه
    چهارم – مرسی از لطفت

    دیدگاه توسط سعید — فوریه 9, 2010 @ 07:44

    • جدا اگه آینه نیست بدیم خدمتشون !!ا
      حالا آینه هم نه ! عکسشو بذاره کنار عکس بقیه یه کم فکر کنه !ا

      دیدگاه توسط Mahtab — فوریه 9, 2010 @ 12:05

  7. ساعت 5:30 صبح وقتی توی ماشین نشستی و تمام تلاشتو می کنی تا چشماتو باز کنی، دیدن یه
    V
    سبز رنگ بزرگ رو دیوار خونه تون، میشه بهترین بهوونه برای یه لبخند، برای بیداری و نشاط صبح گاهی!

    بیداری!!!!

    دیدگاه توسط pirate37 — فوریه 9, 2010 @ 09:02

    • واقعا
      دیگه مدت هاست تو راههای طولانی و پر ترافیک حوصله ام سر نمی ره
      نگاه های لبریز از کشف چیستی ِرد آشنای سبزی که خط خطی شده با نفرت
      لبخند های از سر شوق و امید و دلگرمی
      و دلی که می ریزه گاها برای دست خط های نیمه تمام
      .
      .
      .
      دیوارهای جون گرفته

      دیدگاه توسط Mahtab — فوریه 9, 2010 @ 12:14


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: