تب ِ ماه

اکتبر 7, 2009

"مهر منهای " مهرورزی

Filed under: تب ِ ماه — مهتاب @ 17:51

2861736713_aa2c75c374_b

________________

متون مطبوعاتی 1

________________

بچه ها امروز جزوه آماده نیست !  فعلا یه سری کلمات کاربردی بنویسید :

Elezione : انتخابات

!!!! …..  _

!  حرف نباشه :

Le Urne : صندوق های  رای 

Seggi : محل اخذ رای

portito : حزب

Negoziati di pace : مذاکرات صلح

همونی که خاتمی سعی کرد پایه شو بذاره …

Sovernata› : سلطه , حاکمیت

! اون ته ساکت ! سوال داری از من بپرس :

استاد .. کودتا چی می شه ؟؟ _

colpodistato :

استاد تقلب چی ؟؟ _

استاد انقلاب مخملی ؟ _

  اعتراف ؟ 

ترور ؟  

 گاز اشک آور ؟ 

 شکنجه ؟؟؟

 ! استاد بقیه شم بپرسیم ؟؟  _

! ( سکوت ) …  :

________________

متون سیاسی

________________

!! استاد من یه دوست فرانسوی دارم عاشق ا . نژاده _

 ! خب البته اشکالی نداره  ! منم مستند حیات وحش رو دوست دارم  .. :

________________ 

متون اقتصادی

________________

! هی تو ! جنبش سبزی ! ترجمه تو بخون ببینم :

! استاد این متن جزء متن های تحریمی بود من ترجمه نکردم _

! پشت سریش بخونه :

! استاد منم ندارم _

! کی ترجمه کرده ؟ بخونه :

به گزارش خبرگزاری ایرنا , تهران وام 1 میلیارد دلاری برای تاسیسات زیر بنایی عراق در نظر می گیرد _

………. یکی از مسؤلان بلند پاید تهران در آستانه ی سفر تا ریخی ا.ن که  ایز نات مای پرزیدنت بیان نمود که 

ا.ن که چی چی ؟؟ :

is not my president : که

! خب حالا ! ادامه بده ….  :

________________ 

اندیشه اسلامی 2

________________

 این در و دیوار نویسی و خسارت به  میز و صندلی و تابلو ها :

! که اموال عمومی دانشگاهه شرعا اشکال داره !  .. این از باب تذکر

استاد ببخشید ؟! چرا تا حالا که پر بود از نوشته های عاشقانه و خط خطی , تذکر اخلاقی در کار نبود ؟ _

! هیس س س ! ولش کن باهاش بحث نکن _

 اِ ! چی چیو هیس ؟! .. راست می گه استاد !  بعدم این میز و صندلی ها 15 ساله که همینه _

…  دیگه زوارش در رفته ! وقتشه مثل خیلی چیزای دیگه عوض بشه  

! بیرووووووووون :

….

 

Advertisements

23 دیدگاه »

  1. عکسش فوق العاده بود
    .
    .
    در مورد متن هم سکوت میکنیم

    دیدگاه توسط ghazaleh — اکتبر 7, 2009 @ 18:58

  2. من اگه بودم به اون شبهه استاد آخري جواب ميدادم
    جون آدما چي؟؟
    خسارت به جون آدما حكمش چيه؟؟
    شرعاً اشكال نداره؟؟
    چهار ماهي هست كه جون آدما هم جزء اموال و دارايي هاي عمومي شده
    حداقل براي جنبش سبز

    دیدگاه توسط PARAND — اکتبر 8, 2009 @ 09:48

    • دقیقا

      دیدگاه توسط Eli — اکتبر 8, 2009 @ 14:52

    • ! دفعه بعد حتما اینا رو میگم

      دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 8, 2009 @ 20:54

  3. اين عكسو از كجا پيدا كردي؟؟
    خودت گرفتي؟؟
    شما مگه تخته سياه داريد؟
    … گچ سبزه از همه بلندتره

    دیدگاه توسط PARAND — اکتبر 8, 2009 @ 09:50

    • !عکس سرچیه ! تخته ش هم سیاه نیست !… سبزه
      اون بلندی گچ سبز دقیقا چیزی بود که توی ذهنم برق می زد

      دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 8, 2009 @ 20:59

  4. Lui non e› il mia presidente !
    Lui non e› il mia presidente !
    Lui non e› il NOSTRO presidente !

    دیدگاه توسط Eli — اکتبر 8, 2009 @ 14:44

  5. کاش اون مستنداتی که از در و دیوار گرفتی رو هم ضمیمه می کردی
    مستندات شاهکار از خسارت به اموال عمومی
    اینم از باب تذکر
    !:D

    دیدگاه توسط Eli — اکتبر 8, 2009 @ 14:51

    • حتما منتشرش می کنم
      اینم از باب ارادت
      😀

      دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 8, 2009 @ 21:08

  6. عکس رو دوست داشتم…به خصوص گچ هاشو…انگار اون زمختی رو ندارن…انگار نرم شدن…شایدم مهربون
    .
    .
    نه باید حرف باشه…نه فکر و چشم و گوش…همه شون هم از باب مصلحت
    .
    .
    به دلم نشست…درد مشترک بد جوری به دل میشینه
    .
    .
    شاید اومدم و بیشتر نوشتم

    دیدگاه توسط الهه ناز — اکتبر 8, 2009 @ 17:58

    • آره الهه جان
      راست گفتی
      درد مشترک بد جوری به دل می شینه
      بد جوری

      ……..

      دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 8, 2009 @ 21:19

  7. مهتاب من همه ی نوشته هاتو به صورت جدا جدا دارم….بلاید کاری انجام بدم که بشه درست بخونم یا ایراد از صفحه ی شماست؟؟
    خواهشا راهنماییم کن چون خیلی دوس دارم بخونمش ولی نمیشه
    ……………………………………………..
    ممنونم

    دیدگاه توسط حسام الدین منظوم — اکتبر 11, 2009 @ 21:27

  8. سلام مهتاب
    اتفاقا اون هفته بعد از کامنت گذاشتن راه حل ورد به ذهنم زد….و البته جواب هم داد
    حالا دیگه هر جور دوس داری بنویس
    …………………….
    ممنونم

    دیدگاه توسط حسام الدین منظوم — اکتبر 15, 2009 @ 20:44

    • با این راهکاری که دادم و دردسرش شرمسار می شم که
      ولی آخه واقعا چرا!؟؟؟

      دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 16, 2009 @ 20:52

  9. کلاس آمار احتمالات مهندسی
    ————————–

    چجوری میشه این نسبت 63 درصد به بیست و سه درصد و با توجه به نمونه آماری جمعیت داخل خیابون آنالیز کرد استاد؟؟
    استاد: بیرون….ه

    همه کلاس با هم :
    دروغگو
    دروغگو
    شصت و سه درصدت کو؟

    دیدگاه توسط مصطفی موسوی — اکتبر 16, 2009 @ 14:47

    • خیلی عالی بود
      😉

      دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 16, 2009 @ 20:45

  10. ! دوستان اعتراف کنید لطفا
    دیگه کی نوشته های منو شرحه شرحه می خونه ؟؟
    😀

    دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 16, 2009 @ 20:53

  11. سلام/چشم استاد / منو از کجا پید کردی ؟ / مخاطبای من معمولن فقط میخونند / عکس خوبی بود. مرسی

    دیدگاه توسط بهنام — اکتبر 18, 2009 @ 00:16

  12. تصور کن کلاس بررسی مسائل اجتماعی ایران و کلاس تغییرات اجتماعی ای این روزها رو
    خفقان و ترس و وحشت و محافظه کاری نفستو بند میاره و جدال بین دانشجو ها و اساتیدی که هردوشون فکر می کنن اون یکی داره بحثو منحرف می کنه و تلاش زورمندانه ای به وقوع می پیونده از هر دو سو برای پیش کشیدن بحث خودشون…و البته گاهی بغض هایی هم شکسته میشن لا به لای لودگی های استاد و حرص خوردن های دانشجو…لا به لای برق چشمهای دانشجو و ترس چشم های استاد که می خواد زیر خنده ها و شوخی و لودگی هاش پنهانش کنه اما نمی دونه که ما دیگه یاد گرفتیم چشم ها رو بخونیم از وقتی که مهر بر لبهامون زدن
    …………………………………
    استاد:تعریف یا ویژگی مساله ی اجتماعی
    1.!بعدی از جامعه که مردم درباره ی آن احساس نگرانی می کنند و دوست دارند دچار تغییر شود
    مثل چی؟
    انتخابات و حوادث بعد از اون_
    نه!یه مثال دیگه بزنید_
    !حالا هم که همه چیز خوابید
    همه کلاس باهم:نههههههههههه استاد!چی چیو خوابید؟تازه شروع شده!تبدیل به فعالیت های زیرزمینی تر و رسانه ای تری شده
    خب بسه دیگه حالا_
    !اون درو ببندید لطفاً
    ………………………………………………………
    2.!نگرانی ذهنی عده ی قابل توجهی از مردم درباره ی وضعیت جاری
    مثل چی؟
    انتخابات و حوادث بعد از اون،سرکوب،قتل،تجاوز_
    نه!حالا اینا که چیزه!ثابت نشده!حالا چرا گیر دادین به بحثای سیاسی؟_
    استاد مگه جای این حرفا تو کلاس نیست؟_
    چرا!ولی به شرطی که بی طرف باشید و منطقی_
    استاد آخه وقتی یه طرف همه اش دروغه و یه طرف حقیقت چجوری میشه بی طرف بود؟_
    از کجا مطمئنی طرف شما همه اش حقیقته؟_
    استااااااااد!داریم به چشم خودمون می بینیم،مثل اینکه توی روز بگین الان شبه_
    خب!اینطور هم میشه_
    !بعله استاد!توی این حکومت هیچ چیز نشد نداره_
    آره!شاید خورشید گرفتگی باشه_
    !استاد:خب حالا دیگه ول کنید به درسمون برسیم
    یه سوال؟مرگ ندا چه منطقی پشتشه؟میشه توضیح بدید_
    امان از دست توآقای…تو شروع کردیااا_
    ………………………………………
    3.مساله ی اجتماعی با زمان سر و کار دارد
    مثال بزنید
    استاد همین بحث انتخابات و حوادث بعد از اون_
    !بیاین از سیاست بیرون یه خورده_
    استاد خب بحث روزه دیگه،با زمان سر و کار داره_
    ما وارد سیاست نشدیم که بخوایم بیاییم بیرون،سیاست بود که وارد زندگی ما شد_
    ما همه چیزمون با سیاست گره خورده!فرهنگمون،ورزشمون،دینمون،درس ودانشگاهمون…پس لطفاً به سیاست بگید دستشو از دور گلوی زندگی مون برداره
    …خب!حالا شما عصبانی نشو خانم_

    دیدگاه توسط الهه ناز — اکتبر 19, 2009 @ 22:47

    • »
      ما دیگه یاد گرفتیم چشم ها رو بخونیم از وقتی که مهر بر لبهامون زدن
      »
      .
      .
      .
      خیلی چسبید
      ممنون
      حس خوبی داره این کنار هم نشستن ها
      توی شب های سرد
      و نقل روایت های هم جنس و گرم
      که بی نهایتند و امید بخش

      دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 20, 2009 @ 14:21

  13. این مهرورزی‌ها سر جلسه امتحانُ هم شامل ‌شده

    -هوی بچه تقلب نکن!
    -آقا یازده ملیون تقلب کردن خر مارو گرفتی؟ تازه از امام هم نامه دارم

    دیدگاه توسط goalpesar — اکتبر 20, 2009 @ 13:59

    • =))
      یادم باشه بکار ببندم این حق مسلم رو

      دیدگاه توسط Mahtab — اکتبر 20, 2009 @ 14:26

  14. عکس خیلی خوب بود … ایده هم خوب بود

    دیدگاه توسط samira — اکتبر 20, 2009 @ 21:10


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: