تب ِ ماه

اوت 25, 2009

… هنوز منتظرم

Filed under: تب ِ ماه — مهتاب @ 18:05

40th

 

هنوز منتظرم

هنوز منتظرم تا ز خواب برخیزم
و لحن سبز تو را بر ستاره آویزم

هنوز منتظرم ابر تیره ذوب شود
بجای هق هق باران گلوله می ریزد

تو را به سرخی قلبت , به باور سبزت
به هرچه روح سپیدت , سکوت پر دردت

مرا به شرم ِ کبودم , به ناله ی سردم
به واژگان عزادار ِ پای در بندم

هنوز منتظرم تا بهار برگردد
بدون جرم و گناهی به سبزه دل بندد

نگاه خیس تو را خاک پس دهد … افسوس
زمان به دل دل ِ پاک تو بر نمی گردد

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. سلام دوستم. دلم برات کلی تنگ شده. چه شعر بی نظیره زیبایی بود. خوبی؟ خوش می گذره؟ این سیصد و شصت لعنتی هم که دست همه مارو گذاشت تو حنا. راستی کامنت گذاشتن برای این سیستم وردپرس کلی سخته. هی ارور میده میره روی اعصاب آدم. ندیده دوستت دارم رفیق. به پرند هم سلام برسون

    دیدگاه توسط سعید — اوت 26, 2009 @ 18:09


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: